June 2010
دوتا چشام همهچیزو یکی میبینه
فلفلسفه
جالب اینجاست که ازین ور سیصددرصد میکشی رو جنس ولی هفتادوپنج درصد سود میشه ازون ور
کلیدای مغازرو گم کردم نمیتونم تعطیل کنمش
“این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم میخورد که واقعیه”
دروببند بیا تو (طرف پشت ِ دره)
روی دیگ کدوم طرفشه بالاخره؟
به تو چه برتر از جواب آمد پدید
با زبونم دندونامو مسواک میزنم به خمیردندونیتِ نیمرویِ لای دندونام
اعتراف میکنم پنشیش ماهه آدم هوسرانی نیستم دیگه :|
جام جهانی داره تموم میشه پس این القاعده داره چیکار میکنه :|
ذهنم به هاپهاپ افتاد
ازین کارهای انساندوستانهی تو گودر هم اعلام انزجار میکنم
از فردا صبح تا الان بگیرم بخوابم
“تا کور شود هر آنکه نتوان دید” ازون ضربالمثلهای خنثی و بدرد نخوره اصلش این باید باشه: “تا کور شود هر آنکه بتوان دید”
شب پیشبینیناپذیری داشته باشی
کاش از لپتاپ به عنوان بالشت هم میشد استفاده کرد
نبرد حق علیه حق (دربارهی دید دوجانبهی مثبت)
اینی که بعضاً با آیدی من تو جیتاک آن میشه و صحبت میکنه و بعد تو جیمل میخونم متن چتهاشو عجیب داره آبروریزی میکنه
هر که حرفش بیش دروغش بیشتر
چقدر حرف زدم، انگشتام درد گرفت
دارم خودمو بیادب نشون میدم تا بلکه یه جو ادب یاد بگیری لقمانِ احمق
امروز یکم کسـ[ـخـ]ـلم
شما چند سال سابقهی کاری دارید؟ / میشه گفت در طول تاریخ بیسابقه هستم
هر کاری بخوام انجام بدم رو طوری برای خودم تعریفش میکنم که بعدش بگم مگه مرض دارم
خسته شدم پس کی این سربازی شروع میشه یکم استراحت کنم
یه مشتری اومده میگه من دیشب تو رو تو اتاقم دیدم :؟
در حال نشون دادن پاچه به سگ
یه رمان مینویسم آخرین خطش این باشه: انتهاي پيام
گفتن بیا شام یهو از دهنم در رفت گفتم گشنم نیست :|
کاش منم اینجا بودم http://bigpicture.ru/wp-content/uploads/2010/06/6a00d83F3.jpg
یه سیستم بلاگنویسی هم اگه بود که اتوماتیک رو هر پست وبلاگ بعد از یکی دو ماه پسورد میذاشت خوب میشد
“بايد سعي كنم رازهاي مردم را براي افراد رازنگه دار فاش كنم”
زینپس دوباره با یک اینترنت عیدیعسل دویستوپنجاهوشش نامحدود در خدمت شما استم
”. او بارها اعلام کرد که جز با زنان باشعور که «نمیداند با آنها چه کار کند»، میخواهد و میتواند با همه بخوابد. “
آدم به انزوار در رفته ای هستم
فیالبداهه بخوابم
خدایا ریشهی هر چی مردم بدبخت و فلک زده هست رو از ته بزن تا بدون عذاب وجدان زندگی کنیم
من بعد از سالها تازه فهمیدم چرا تو املای “ترجیح” همیشه مشکل دارم / به خاطر کلمهی دیگری به نام “توجیه”
با طعنه و زبان نیش دار با من صبحت کن وگرنه حوصلتو ندارم
نوک زبونمه / دونهی سفید
دلستر خراب خوردم مست شدم فکر کنم
یدونه تامبلر افتتاح کردم http://dokhraghizhtofhangulizhiaxtchzlo.tumblr.com/ ولی توش هیچی پست نمیکنم
برم در سطح شهر در سطر به سطر خیابونها سیگار کشیدن کنم اسطوره وار
صد کیلو هستم ولی باد منو میبره
خبرگزاری ها لای خبر چه چیزشان را میگذارند؟
آدم عاقل اسم فیلترشکنشو لو نمیده
خجالت هم بد چیزیه
یه حشرهی بزرگ داره نمیتونه از شیشه رد بشه
یکی از ویژگیهام اینه که برای فرار از مسئولیتهای سبک مسئولیتهای سنگین به عهده میگیرم